داستان بازی سایلنت هیل ۲ (Silent Hill 2)، چه نسخه اصلی (۲۰۰۱) و چه نسخه ریمیک (۲۰۲۴)، یکی از عمیقترین، تاریکترین و روانشناختیترین داستانها در تاریخ بازیهای ویدیویی است.
نکته مهم ابتدایی: داستان نسخه ریمیک کاملاً به نسخه اصلی وفادار است. سازندگان (Bloober Team) جزئیات محیطی، دیالوگهای جدید و عمق بیشتری به صحنهها اضافه کردهاند، اما هسته اصلی داستان، پیچشها و پایانبندیها دقیقاً همان چیزی است که در نسخه کلاسیک وجود داشت. بنابراین، داستانی که در ادامه میخوانید، داستان کامل هر دو نسخه است.
همچنین، این بازی یک داستان خطی ثابت ندارد و پایان آن بر اساس اعمال شما تغییر میکند. در ادامه، داستان کامل بازی را با هشدار اسپویلر (لو رفتن داستان) بررسی میکنیم.
داستان کامل سایلنت هیل ۲ (هشدار اسپویلر شدید)
شروع ماجرا: نامهای از بهشت (یا جهنم؟)
بازی با شخصیت اصلی، جیمز ساندرلند (James Sunderland) آغاز میشود که در یک سرویس بهداشتی عمومی در ورودی شهر سایلنت هیل به آینه خیره شده است. او نامهای دریافت کرده که زندگیاش را زیر و رو کرده است. نامه از طرف همسرش، مری (Mary) است.
مشکل اینجاست که مری سه سال پیش بر اثر یک بیماری سخت و دردناک مرده است.
در نامه نوشته شده:
“در رویاهای بیقرارم، آن شهر را میبینم. سایلنت هیل. تو قول دادی روزی مرا دوباره به آنجا ببری، اما هرگز نبردی. خوب، من اکنون آنجا هستم… در مکان ویژهمان منتظرت هستم.”
جیمز، گیج و با ترکیبی از امید و ترس، به سایلنت هیل میآید تا بفهمد آیا همسرش واقعاً زنده است یا نه. او فکر میکند “مکان ویژه” آنها هتلی در کنار دریاچه است که قبلاً در آن اقامت داشتند.
شهر مه آلود و شخصیتهای شکسته
وقتی جیمز وارد شهر میشود، سایلنت هیل غرق در مه غلیظ است و هیولاهای عجیب و غریبی در آن پرسه میزنند. نکته کلیدی درک سایلنت هیل این است که این شهر یک مکان عادی نیست؛ بلکه آینهای است که ناخودآگاه، گناهان و آسیبهای روانی افرادی که وارد آن میشوند را فیزیکی میکند.
جیمز در طول جستجویش با سه نفر دیگر ملاقات میکند که هر کدام سایلنت هیل مخصوص به خود را میبینند:
آنجلا اوروسکو (Angela Orosco): دختر جوانی که به شدت آسیب دیده و مضطرب است. او در حال فرار از چیزی است. سایلنت هیلِ آنجلا پر از آتش و نمادهای آزار جنسی است که از طرف پدرش تحمل کرده است.
ادی دامبروسکی (Eddie Dombrowski): مرد جوانی که چاق است و همیشه مورد تمسخر قرار گرفته. او اکنون یک قاتل است که از کشتن لذت میبرد. سایلنت هیلِ ادی سرد، مانند یخچال قصابی و پر از لاشه گوشت است.
لورا (Laura): یک دختر بچه معصوم که در بیمارستان با مری دوست بوده. نکته عجیب اینجاست که لورا هیچ هیولا یا مهای نمیبیند. شهر برای او عادی است، زیرا او گناهی ندارد و ذهنش پاک است.
ماریا و کلههرمی (Pyramid Head)
در اواسط بازی، جیمز در یک پارک (که شاید مکان ویژه واقعی آنها باشد) با زنی ملاقات میکند که او را شوکه میکند. نام او ماریا (Maria) است.
ماریا دقیقاً شبیه مری (همسر مرده جیمز) است، اما شخصیت و ظاهرش کاملاً متضاد اوست. مری زنی آرام و سنتی بود، اما ماریا لباسهای جذابتری میپوشد، اغواگر است و رفتاری جسورانه دارد. ماریا در واقع تجلی آرزوهای سرکوبشده جیمز است؛ نسخهای ایدهآل و جنسیتر از همسرش که جیمز در دوران بیماری مری آرزویش را داشت.
جیمز همچنین با یک هیولای خاص و وحشتناک روبرو میشود: کلههرمی (Pyramid Head). این موجود عظیمالجثه با کلاهی هرمی شکل و شمشیری بزرگ، دائماً جیمز را تعقیب میکند و حتی هیولاهای دیگر (که نماد جذابیت زنانه هستند) را میکشد. کلههرمی تجلی نیاز جیمز به مجازات است. او جلاد جیمز است.
نقطه عطف داستان: حقیقت هتل
جیمز پس از پشت سر گذاشتن کابوسهای فراوان و مرگ غمانگیز ادی و آنجلا (که تسلیم شیاطین درونی خود شدند)، سرانجام به هتل لیکویو (Lakeview Hotel) میرسد.
در آنجا، او یک نوار ویدیویی قدیمی پیدا میکند که خودش و مری در سفر قبلیشان ضبط کرده بودند. او نوار را پخش میکند.
حقیقت وحشتناک آشکار میشود:
مری سه سال پیش نمرده است. او همین چند روز پیش (یا چند هفته پیش) مرده است. بیماری مری طولانی و زجرآور بود. او در اواخر عمرش به خاطر درد و افسردگی، گاهی به جیمز فحاشی میکرد و گاهی التماس میکرد که او را بکشد. جیمز نیز از مراقبت دائمی خسته شده بود و دچار ناامیدی و خشم جنسی شده بود.
در نوار ویدیویی، جیمز میبیند که بالای تخت مری ایستاده، بالشی را روی صورت او میگذارد و او را خفه میکند.
جیمز همسرش را کشته است.
ذهن جیمز نتوانسته بود این گناه سنگین را تحمل کند، بنابراین او واقعیت را سرکوب کرد و این توهم را ساخت که مری سه سال پیش بر اثر بیماری مرده است. نامهای که او دریافت کرده بود، واقعی نبود؛ بلکه تکهای کاغذ سفید بود که ذهن متوهم جیمز آن را به شکل نامهای از مری میدید.
سایلنت هیل جیمز را فراخواند تا او را مجبور کند با حقیقت روبرو شود. کلههرمی وجود داشت زیرا جیمز میدانست که گناهکار است و ناخودآگاه میخواست مجازات شود. ماریا وجود داشت تا جیمز را آزمایش کند؛ آیا او دوباره به دام توهم میافتد یا واقعیت را میپذیرد؟
در نهایت، جیمز با دو کلههرمی مبارزه میکند و پس از شکست آنها، با آخرین تجلی روبرو میشود: یا مری به شکل یک هیولا، یا ماریا (بسته به پایان بازی).
پایانبندیها (Endings)
سایلنت هیل ۲ یک پایان واحد ندارد. نحوه بازی شما در طول بازی (نه فقط انتخابهای لحظه آخر) تعیین میکند که جیمز در نهایت چه سرنوشتی پیدا میکند. بازی رفتار شما را تحلیل میکند (مثلاً چقدر به سلامت جیمز اهمیت میدهید، چقدر به عکس مری نگاه میکنید، یا چقدر سعی میکنید ماریا را نجات دهید).
در نسخه ریمیک، علاوه بر پایانهای اصلی، چند پایان جدید نیز اضافه شده است، اما پایانهای اصلی کلاسیک به شرح زیر هستند:
پایانهای اصلی:
ترک کردن (Leave): (معمولاً بهترین پایان در نظر گرفته میشود). جیمز با حقیقت روبرو میشود، گناهش را میپذیرد و تصمیم میگیرد به زندگی ادامه دهد. او آخرین گفتگوی خیالی با مری را دارد که در آن مری او را میبخشد. جیمز به همراه لورا شهر سایلنت هیل را ترک میکند تا زندگی جدیدی را شروع کند.
در آب (In Water): (غمانگیزترین پایان). جیمز نمیتواند بار گناه قتل همسرش را تحمل کند. او احساس میکند که بدون مری نمیتواند زندگی کند. در نهایت، او جسد مری را برمیدارد و با ماشینش به داخل دریاچه تولاکا میراند تا خودکشی کند و به او بپیوندد.
ماریا (Maria): (پایان توهمآمیز). جیمز حقیقت را میپذیرد که مری را کشته، اما نمیتواند از میل خود به داشتن یک همسر ایدهآل دست بکشد. او مری واقعی را رها میکند و تصمیم میگیرد با ماریا (تجلی خیالیاش) شهر را ترک کند. در لحظه آخر، ماریا شروع به سرفه کردن میکند، که نشان میدهد این چرخه بیماری و رنج دوباره تکرار خواهد شد و جیمز چیزی یاد نگرفته است.
پایانهای مخفی (در دور دوم بازی یا New Game+):
تولد دوباره (Rebirth): جیمز با استفاده از آیتمهای مخفی که در شهر پیدا کرده، سعی میکند یک مراسم باستانی و شیطانی را برای زنده کردن مری انجام دهد. این پایان نشان میدهد جیمز کاملاً عقلش را از دست داده و به جنون شهر پیوسته است.
پایانهای شوخی (Joke Endings):
سگ (Dog Ending): جیمز وارد یک اتاق کنترل مخفی میشود و میبیند که تمام اتفاقات بازی توسط یک سگ نژاد شیبا اینو که پشت یک کامپیوتر نشسته، کنترل میشده است!
یوفو (UFO Ending): فضاییها (و شخصیت هری میسون از سایلنت هیل ۱) میآیند و جیمز را با خود میبرند.
خلاصه وضعیت داستان در پلتفرمهای مختلف
آیا داستان در پلتفرمهای مختلف (PC, PS5) فرق دارد؟ خیر. داستان بازی در تمام پلتفرمها کاملاً یکسان است.
آیا نسخه ریمیک داستان را تغییر داده؟ خیر. هسته داستان، دیالوگهای کلیدی و تمام پایانبندیها به نسخه اصلی وفادار هستند. ریمیک فقط با گرافیک بهتر، بازیگری جدید و جزئیات محیطی بیشتر، تأثیرگذاری داستان را عمیقتر کرده است.
